السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
932
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
نشود . » « 1 » شرح حال جريربنحازم در طريق نخست جريربنحازم است كه افزون بر ديگر بزرگان ، بخارى هم او را نكوهش كرده است ، ذهبى گويد : « جريربنحازم ثقه و پيشواست ، پيش از مرگش تغيير كرد ، پس پسرش وهب او را مخفى كرد ، حديث نگفت تا اين كه درگذشت . ابنمعين گفت : او در نقل از قتاده ضعيف است . و بخارى گفت : چه بسا كه اشتباه مىكند . » « 2 » و ذهبى گويد : « يحيى قطان گفت : جرير در حديث ضبع مىگفت : از جابر از عمر ، بعداً آن را از جابر قرار داد كه از رسولخدا دربارهى ضبع پرسيده شد . فرمود : از شكار است . و در اين باره دروغ ساخت كه اگر مُحرم آن را كُشت يك قوچ بدهد . ابنجريج از او به نقل از عبداللَّه پيروى كرد ، و به طور كلّى جرير از قتاده حديثهاى منكرى نقل كرده است . عبداللَّهبناحمد گفت : از يحيى دربارهى جريربنحازم پرسيدم ، گفت : مشكلى ندارد . گفتم : او از قتاده از انس منكرهايى حديث مىكند ! گفت : او در نقل از قتاده ضعيف است . » گفت : « بخارى گفت : چه بسا كه در چيزى اشتباه مىكند . » « 3 » و ابنحجر گفت : « عبداللَّهبناحمد گفت : از ابنمعين دربارهى او پرسيدم گفت : مشكلى ندارد . گفتم : آيا او از قتاده از انس حديثهاى منكرى نقل مىكند ؟ گفت : چيزى نيست او در نقل از قتاده ضعيف است . » « و ابنعدى گفت : ايّوب سختيانى و ليثبنسعد از او حديث نقل كردند و حديثهاى زيادى از مشايخ خود دارد ، و او حديثش راست و در آن صالح است جز در روايتش از قتاده كه از او چيزهايى روايت مىكند كه غير از او آنها را روايت
--> ( 1 ) . صحيح بخارى باب هجرة النّبى و أصحابه الى المدينة 5 / 138 . ( 2 ) . المغنى فى الضعفاء 1 / 129 . ( 3 ) . ميزانالاعتدال 1 / 393 .